الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
657
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
تقدّس و طهارت از عيبها و گناهان ، از او جدا نمىشود ) ، و محلّ خداپرستى و بىرغبتى در دنيا ، و معدن علم و عبادت است ، و مخصوص است به آنكه رسول صلى الله عليه و آله ، او را به سوى امامت خوانده باشد ( نه آنكه خلق او را به سوى آن خوانده باشند . و مىتواند كه معنى اين باشد كه : مخصوص باشد به دعاى پيغمبر ؛ مثل آنچه در غدير خم در باب على عليه السلام فرمود كه : بار خدايا ، دوستدار هر كه او را دوست دارد ، و غير از اين ، از آنچه فرمود . يا معنى آن است كه ، به سوى رسول صلى الله عليه و آله منسوب باشد ) . و بايد كه از نسل فاطمهء طاهرهء بتول باشد ( كه خدا او را از جميع گناهان پاك نموده ، و از زنان منقطع گرديده ) از روى فضل و دين و حسب ، و از دنيا بريده شده ، هميشه روى نياز به درگاه خدا داشت ، و چيزى در نسب او نباشد كه محلّ طعن در او باشد ( يعنى حرامزاده يا از اولاد حرامزاده نباشد ، و ولد شبهه نيز نباشد ) . و هيچ صاحب حسبى با او نزديك نمىتواند شد » . « 1 » و حضرت فرمود كه : « امام بايد در خانهء آباد قريش و بلندترين از همهء نسل هاشم باشد ( كه بر جميع قريش ، و از همهء ايشان بلندترند ) و از عترت رسول صلى الله عليه و آله باشد . « 2 » و از نزد خداى عزّوجلّ مرضى و پسنديده باشد ، و از هر شريفى شريفتر ، و از فرزندان عبد مناف باشد ، و علمش بيفزايد ( به واسطهء آنكه محدَّث است كه فرشته او را از جانب خدا حديث مىكند ، يا آن را به امّت برساند از هر چه بايد رسانيد ) . و حلمش كامل باشد ، و قوّت داشته باشد ( كه بار سنگين امامت را بر دارد ) . و عالم باشد به سياست ( و قهر كردن بر بدكار ، كه به واسطهء آن امور امّت منسّق و منتظم گردد ) . و فرمانبردارى او از جانب خدا ، واجب و لازم باشد ، و قائم باشد به فرمان خداى عزّوجلّ ( كه در آن ، نهايت سعى و اهتمام داشته باشد ) . و بندگان خدا را خير خواه باشد ، و دين خدا را حفظ كند . به درستى كه خدا ، پيغمبران و امامان عليهم السلام توفيق مىدهد و به ايشان عطا مىفرمايد از مخزون علم و حكمتهاى خويش ، آنچه را كه به غير ايشان نمىدهد . پس علم ايشان بالاى علم اهل زمان ايشان ، و بيشتر از آن مىباشد در فرمودهء آن جناب جلّ و تعالى است كه : « أَ فَمَنْ
--> ( 1 ) . و حسب ، شمردن افعال و مآثر جميله است ، و حسب هر مردى مآثر پدران اوست . و خليل بن احمد گفته است كه : شرف و بزرگوارى است كه در پدران ثابت باشد ، و اصل از آن ، حساب است ، به معنى شمار ؛ چه هرگاه مردم تفاخر كنند هر يك مناقب خويش ، مفاخر پدران راى مىشمارند . ( مترجم ) ( 2 ) . و عترت در لغت ، فرزندان و خويشان نزديكند ؛ چون پسران عمّ . ( مترجم )